X
تبلیغات
مجتمع قرآنی مسجد عبدالرحمن ابوزیدآباد - پیام الهی 89-100

پیام شماره ۸۹

کرامات ویژه الهی

برادران، خواهران و همشهریان گرامی، سلام علیکم:

براستی که عِلم و عالِم از نظر خداوند و شرع مقدس اسلام از فضیلت و برتری خاصی برخوردار است. در روایات داریم که دانشمندان را نزدیکترین انسانها به پیامبران می‌دانند (محجه‌البیضاء 14/1) و حتی آنها را وارثان انبیاء الهی دانسته‌اند (کافی 32/1) و قلم عالمان را والاتر از خون سرخ شهدا معرفی کرده‌اند (بحار 14/2) و حتی علم و دانش در موقعیتی بالاتر از عبادت و پرستش قرار دارد (بحار 164/1) و حتی عالِم عمل‌کننده با فضیلت‌تر از عابد معرفی شده (بحار 18/2). چون عابد به فکر نجات خودش است (بحار 24/2) و امکان تسلط شیطان بر او بیشتر است ولی عالِم علاوه بر خودش در فکر هدایت و ارشاد دیگران بوده و سایر مردم را از خطرات شیطان مطلع می‌سازد به همین دلیل پیامبر اکرم (ص) فرمود: به خدایی که جانم در دستان قدرت اوست یک عالم برای شیطان خطرناکتر از هزار عابد است (کنزالعمال) به همین دلیل وقتی عالِمی از دنیا رفت شکاف و رخنه در دین تلقی می‌شود و نبود او جبران نمی‌شود (همان) و نگاه به صورت عابد عبادت است (بحار 195/1). به همین دلیل خداوند به تعدادی از عالمان توجه خاصی کرده و حتی در این دنیا به آنها عنایاتی می‌کند که برای دیگران غیرعادی بوده و باورکردنی نیست.

برای آشنایی با مواردی از عنایات الهی به بندگان خاص مناسب دیدیم مواردی که هیچگونه شک و شبهه‌ای در آن نیست را برای خوانندگان عزیز بیان کنیم تا بدانید که بحث عنایت ویژه یک حقیقت تاریخ بوده و هست و خواهد بود. در آیه 69 سورۀ انبیاء آمده که: وقتی ابراهیم را در آتش انداختند گفتیم ای آتش بر ابراهیم سرد و سالم شو. آری! در جایی به چاقوی تیز امر می‌کند نَبُر و در جای دیگر به آتش دستور می‌دهد سرد شو. گاهی انسان در این دنیا چنان غرق می‌شود که گمان می‌کند آثار و خواص موجودات به دست خود موجودات است غافل از اینکه خداوند مُسَبُّ‌الاَسباب بوده و فرمانش در همه جا و همه چیز نافذ است! و یا مثلاً به عنکبوت دستور می‌دهد بر دَرِ غارِ ثور بِتَند تا بنده‌اش را که دوست دارد حفظ کند! و یا (در آیه 10 سورۀ سباء) به کوهها و پرندگان دستور می‌دهد که با داوود هم‌آواز شوند و آهن را برای او نرمِ نرم می‌کند. در حدیث آمده که خداوند به حضرت داوود (ع) وحی کرد تو بندۀ خوبی هستی جز اینکه روزی تو از بیت‌المال است آنگاه حضرت داوود (ع) چهل روز گریه کرد تا اینکه خداوند آهن را برای او نرم کرد تا با ساختن زره از خوردن بیت‌المال بی‌نیاز شود. اگر پرسیده شود چرا خداوند به داوود اینگونه توجه دارد باید بگوییم چون حضرت داوود (ع) بنده‌ای مُنیب یعنی توبه‌کننده بود (24 و 30 ص) و خداوند هم توبه‌کنندگان را دوست دارد (22 بقره) و ... و یا در آیه 36 سورۀ ص خداوند باد را به تسخیر حضرت سلیمان (ع) درآورد تا طبق فرمان حضرت سلیمان (ع) به هرکجا که بخواهد حرکت کند و از آن بهره ببرد مثلاً برای مسافرت و کشاورزی و کشتیرانی و هزاران بهرۀ دیگر!!

موهبت دیگر الهی بر بنده صالح خدا حضرت صالح (ع) بود بنحوی که خداوند در آیه 27 سورۀ قمر می‌فرماید: ما برای آزمایش قوم صالح ماده شتری را فرستادیم؛  به دعای حضرت صالح (ع) ماده شتری را از دل صخرۀ کوه خارج کرد تا مایۀ امتحان قوم لجباز باشد و به همین دلیل وسیله اسباب هلاکت قوم گنهکار را فراهم نمود و یا از معجزات حضرت عیسی مسیح (ع) این بود که در آیۀ 49 سورۀ آل‌عمران می‌فرماید: من از طرف خدای شما نشانه‌ای برای شما مردم آورده‌ام بنحوی که از گِل، شکل پرنده می‌سازم و در آن می‌دمم و به فرمان خدا پرنده می‌شود و به اذن خدا کور مادرزاد و مبتلایان به پیسی را شفا می‌دهم و مردگان را به اذن خدا زنده می‌کنم و از آنچه می‌خورید و در خانه‌های خود ذخیره می‌کنید شما را مطلع می‌سازم پس ایمان بیاورید و یا وقتی که در مجلسی حضرت سلیمان (ع) به اطرافیان می‌گوید کدامیک از شما توانایی دارید تخت ملکه سباء را قبل از آنکه خودش بیاید نزد من بیاورید؟ یک نفر جِنّی بنام عفریت آنجا بود گفت ای سلیمان قبل از اینکه تو از جایگاه خود برخیزی من تخت را می‌آورم؛ ناگهان مردی که علمی از کتاب بلد بود گفت ای سلیمان من آن را به یک چشم برهم‌زدن حاضر می‌کنم در این لحظه تا حضرت سلیمان (ع) نگاه کرد تخت را در روبروی خودش دید فرمود: این از فضل خدای من است تا مرا آزمایش کند که آیا شکر او را بجا می‌آورم یا کفران نعمت می‌کنم (نمل 40). براستی این مرد چه کسی بود؟ این قدرت را از کجا آورد؟ او فردی بود بنام آصف‌بن‌برخیا که از نزدیکان حضرت سلیمان (ع) و فردی خداترس و مؤمن بود و او يكي از اسماء اعظم الهی بلد بود که اگر خداوند این علم را به هر که دهد همه چیز در برابر انسان خاضع می‌شود و انسان قدرت خارق‌العاده پیدا می‌کند. جالب است که  آصف‌بن‌برخیا قسمتی از علم کتاب را می‌داند ولی مولای ما شیعیان علی (ع) علم کتاب را می‌داند چرا که خداوند در آیۀ 43 سورۀ رعد به پیامبر اسلام (ص) می‌فرماید: به این مردم بگو که خداوند و کسی که علم کتاب در نزد اوست کفایت می‌کنند که بین من و شما گواهی دهند. از خود  پیامبر بزرگوار اسلام‌(ص) نقل شده که منظور از کسی که علم کتاب در نزد اوست علی (ع) است جالب است که اسم اعظم الهی 73 حرف است که فقط یک حرف آن در نزد آصف‌بن‌برخیا بود و 72 حرف آن در نزد امامان معصوم ما موجود است و اکنون در نزد آن سرور کائنات عالَم، منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) می‌باشد.

جالب است که بعد از مولا علی (ع) هر کسی بعد از خدا خاک پای مولا علی شد درهای مواهب و کرامات الهی برویش باز شد پس خود مولا که بود؟ بنابراین مولا علی (ع) را کسی نشناخت جز خدا و رسول خدا!

برادران و خواهران: انسان‌های غرق در دنیا و مادیات و مغرور وقتی به قدرت رسیدند همه چیز حتی خدا را فراموش می‌کنند و قارون‌وار که می‌گفت آنچه دارم بر اثر علم و دانش من است (آیه 78 قصص) آن را از ناحیه خودشان می‌دانند اما بندگان خاص خدا اگر به عرش هم برسند می‌گویند این از فضل خدای من است تا مرا امتحان کند و مکرر از خداوند می‌خواهند که توفیق شکرگزاری نعمات را به آنها عطا کند (سوره نمل آیه 40). از دیگر کرامات الهی می‌توان خشک‌شدن دریا برای حضرت موسی (ع)  و هلاکت قوم فرعون (طه 77) را نام برد و همینطور میوه‌دادن درخت به حضرت مریم (س) (مریم 25) و شکافته‌شدن ماه (قمر) که از کرامات پیامبر اسلام (ص) است. وقتی مشرکان نزد پیامبر آمدند و گفتند اگر راست می‌گویی که تو پیغمبری ماه را برای ما دو پاره کن فرمود: اگر اینکار بکنم ایمان می‌آورید گفتند آری؛ پیامبر به اذن خداوند اشاره‌ای به ماه کرد و شَقُّ‌القمر اتفاق افتاد و مجدداً به هم چسبیده شد و امروزه دانشمندان ناسا به این حقیقت رسیده‌اند و فعلاً در حال بررسی زمان وقوع این حادثه مهم می‌باشند.

بارپرودگارا! از ما راضی و خشنود باش و توفیق عبودیت و بندگی و شکرگزاری نعمات به ما عطا فرما (آمین).


 پیام شماره ۹۰

راه رسیدن به کمالات وفضیلت

 برادران، خواهران و همشهریان گرامی، سلام علیکم:

براستی این همه سخن از کرامت و فضیلت به میان آمد حال ببینیم که برای رسیدن به این کمالات و درجات چه باید کرد .

خداوند این راه را به ما نشان داده است ؛ اگر در این مسیر پیشرفتی برایمان حاصل نشده مشکل از خود ما است که کِسالت بخرج داده ایم و از گامهای شیاطین تبعیّیت کرده‌ایم و چشم وگوشمان بسته شده است خداوند در قرآن راههای به کمال رسیدن را نشان میدهد مثلاً با انفاق چیزی که دوست داشتنی است انسان به مقام نیکان می‌رسد (آل عمران 92) چون انسان پول را دوست دارد براحتی نمی تواند از آن جدا شود پس وقتی میخواهد چک پولی را به دیگری انفاق کند انگاری جان میدهد به همین دلیل انفاق چیز دوست داشتنی برای جلب رضای خدا مایه تقرب و رضای خداوند و خود سازی است .

راه دیگر برای الهی شدن و رنگ خدایی به خود گرفتن ترس از خدا وبا تقوا بودن است براستی که با تقوا شدن وبا تقوا ماندن  چقدر سخت است مثلاً می خواهیم ماشین خود را به علت خرابی مکرر بفروش برسانیم خریدار می پرسد آیا وضع موتور ماشین خوب است یا نه در این لحظه شیطان زهرخود را میریزد بلافاصله میگوئیم موتور این ماشین حرف ندارد، یک دروغ بزرگ ؛که سَرِنَخ سایر دروغ هاست و هرچه بیشتر از ماشین تعریف کنیم دروغ وگناه بیشتر مرتکب میشویم و هزاران هزار کار دیگر که در  لحظه  لحظه زندگی ما  انسانها  اتفاق  می افتد اینها همه فِتنه و آزمایشات الهی بوده بنحوی که خداوند تمام زیبائیهای زمین را برای آزمایش ما انسانها قرار داده است تا ببیند کدامیک بهتر عمل می‌کنیم(سوره کهف آیه 7) مرد مؤمن نماز جماعت خوان را با یک زن زیبا و عشوه گر در خلوت امتحان میکند آن واعظ و آمر به معروف را به آنچه موعظه کرده می‌آزماید در این میدان فقط راستگویان و خداترسان پیروز می‌شوند.

چیز دیگری که انسان را پاک نگه  می‌دارد و به  خدا  نزدیک  می‌کند و رنگ الهی به آدم می‌دهد نماز است. خداوند در (آیه45سوره عنکبوت) می فرماید ای پیامبر نماز را بخوان که  نماز انسان را از فواحش ومنکرات حفظ میکند ولی شیطان امر به فَحشا ومنکرات می‌کند (آیه21سوره نور) بنابراین نماز سپری است در مقابل نفوذ شیطان وکسی که شیطان در او نفوذ نکند قلبش کانون اَلطاف الهی وکرامات الهی خواهد شد.

راه دیگر برای الهی شدن شکیبا و صبور بودن است خداوند مکرر انسانها را به صبر و شکیبائی دعوت می‌کند انسان الهی باید در سه مورد صبر پیشه کند1- هنگامی که دچار مُصیبت وغم وغصه شد در این شرایط بگوید تمام مصیبت ها به اذن خداست (تغابن11) وعلتش کردار ماست (شوری 30) وکاری انجام ندهد که عبودیت چندین ساله اش نابود شود 2- هنگامی که شرایط مَعصیت و گناه برایش پیش میآید در این شرایط بگوید خدایا به تو پناه می‌برم تا مرا از این امتحان سخت نجات دهی مثلا جوانی که در اوج تمایلات جنسی است وشرایط زنا برایش فراهم شده باید برای جلب رضای خدا صبر کند وگناه نکند( مانند حضرت یوسف پاک بماند ) ویا فقیری که به مال مردم رسیده است باید از خدا بترسد و صَبورباشد و دزدی نکند و... ملاحظه کردیدکه صبر در مَعصیت از صبر در مُصیبت سخت تر است 3-  صبر در طاعت وعبودیت خدا :مثلا مداومت در روزه گرفتن بخصوص در تابستان ونماز صبح خصوصا در اوج خواب آلودگی  وزمستان همگی سخت بوده و باید صبر پیشه کرد یا دختر مُحَجّبه ای که تازه وارد دانشگاه شده ودوستانی هم پیدا کرده که به نماز و روزه وحجاب اهمیت چندانی  نمی‌دهند باید صبور باشد چرا که ممکنست او را به باد تمسخربگیرند و او را با اَلفاظی بِِرنجانند چنین دختری نباید ضَعف نشان دهد و یا خدای ناکرده همرنگ جماعت شود سرور وسالار شهیدان و سایر شهدا در روز عاشورا  در هر سه نوع صبر پیروز میدان شدند و خداوند نَعَماتش را در دنیا و آخرت به آنها ارزانی داشت .

 آری هر کس بهشت ولباسهای حریر بهشتی وآن نعمات کثیره وحور وغلمان وشرابهای ناب ومیوه های گوناگون ودستبند های جواهر نشان ووعزت واحترام اَبدی و رضای حق را طالب است در این دنیا که دار عمل است باید بکوشد وصبر پیشه کند که خداوند در دو جهان با صابران است.

بار پروردگارا بما صبر عطا فرما تا بتوانیم عبودیت تو را آنگونه که شایسته است انجام دهیم (آمین).  


 پیام شماره ۹۱

تفاوت نظام دنیا با آخرت

برادران، خواهران و همشهریان گرامی، سلام علیکم:

خداوند در آیه 27 سورۀ ص درباره معاد می‌فرماید: ما آسمان و زمین و آنچه که در بین آنهاست را بیهوده نیافریده‌ایم و در آیه 39 سورۀ فصلت می‌فرماید: کسی که این زمین‌های مرده را زنده می‌کند او همان کسی است که مرده‌ها را مجدد زنده خواهد کرد و در آیه 8 سورۀ جمعه می‌فرماید: ای مردم!  مرگی که از آن فرار می‌کنید بالاخره سراغ شما می‌آید و شما را به سوی دانای غیب و شهود می‌برد و از هر آنچه که انجام داده‌اید شما را با خبر می‌سازد. پیامبر بزرگوار اسلام (ص) فرمود:  بسی جای تعجب است  کسی که به آخرت ایمان دارد اما تمام تلاش و هَمُّ و غَم اش برای دنیاست (تفسیر روح‌البیان و روح‌المعانی). چون خداوند در آیه 57 سورۀ عنکبوت می‌فرماید: تمام انسان‌ها طعم مرگ را می‌چشند و سپس به سوی ما می‌آیند؛ پس بنابراین تمام ما انسان‌ها در حال حرکت به سوی جهانی هستیم که ابدی است و زندگی واقعی را در آنجا باید کرد چرا که خداوند در آیه 64  سورۀ عنکبوت می‌فرماید: این زندگی دنیا جز لهو و لعب چیز دیگری نیست در حالیکه زندگی واقعی در آخرت است اگر بدانید!! واقعاً هم اینگونه است در بازی‌های کودکانه یکی شاه می‌شود و دیگری وزیر و دیگری فرمانده لشکر و دیگری قافله یا دزد و بعد از ِاتمام بازی می‌بینیم که همه نقشه‌ها یک خواب و خیال و بازی بود. قرآن کریم می‌فرماید: زندگی دنیا یک نوع سرگرمی و بازیچه است مردمی می‌آیند و به چیزهایی مثل مال و فرزند و ریاست و ... دل می‌بندند و چند صباحی در این حال زندگی می‌کنند و سپس پیر و فرسوده و خانه‌نشین می‌شوند و سپس به زیر خاک می‌روند و همه چیزشان به باد فراموشی سپرده می‌شود؛ براستی آیا این دنیا بازیچه نیست؟ در این دنیا خوشبخت‌ترین آدمها و موفق‌ترین زندگی‌ها توأم با غم و غُصّه و ناراحتی و بیماری‌هاست در کجای این دنیا دل خوش وجود دارد ؛ خوشبخت‌ترین انسان‌ها و زندگی‌ها بالاخره از هم می‌پاشد و شتر مرگ به آن خانه‌های زرنگار وارد می‌شود و انسان‌ها را به خانه غم‌ها و تنهایی می‌برد.

برادران و خواهران! در این دنیای فانی دنبال زندگی واقعی نگردید این دنیا مزرعه‌ای کوتاه مدت است و ما انسان‌ها فرصتی داریم تا در این دنیای فانی درختی را بکاریم و میوه‌اش را در آخرت تا ابد خواهیم چید. چون خداوند به انسان، عقل و شعور و اراده داد و راه هدایت و ضلالت را معلوم کرد و انسان‌ها را آزاد گذاشت تا آنها را بیازماید و ببیند که کدامیک بهتر عمل می‌کنند (سورۀ ملک آیه 2). و زینت‌های این دنیا را برای آزمایش ما انسان‌ها قرار داد تا ببیند که کدامیک بهتر عمل می‌کنیم (سورۀ کهف آیه 8). بنابراین هرکس درخت بدبختی کاشت تا ابد خوراکش زقّوم و آتش و آه و ناله خواهد بود و هرکس درخت هدایت و خوبی‌ها را بکارد تا ابد در خوش و عیش و نوش و رضای الهی زندگی خواهد کرد و از آنچه کاشته برداشت خواهد کرد.

مواردی از تفاوت‌های نظام دنیا و آخرت:

1-   در دنیا می‌شود سخن را کتمان کرد ولی در قیامت غیرممکن است (سورۀ نساء آیه 42).

2-در دنیا می‌توان از خود دفاع کرد و حرف زد ولی در قیامت جایی برای سخن‌گفتن نیست و انسان حرفی برای دفاع از خود ندارد (سورۀ مرسلات آیه 35).

3-در دنیا می‌توان به دنبال یک حق‌کشی و کار زشت معذرت‌خواهی کرد ولی در قیامت نمی‌توان (سورۀ مرسلات آیه 36).

4-در دنیا می‌توان از عذاب و شکنجه و اجرای احکام فرار کرد ولی در قیامت فرار غیرممکن است (سورۀ قیامت آیات 10 و 11).

5-در دنیا می‌شود کار خود را بر دوش دیگران گذاشت ولی در قیامت هرگز ممکن نیست (سورۀ فاطر آیه 18).

6-در دنیا برای آزادشدن می‌توان رهن و وثیقه سپرد ولی در قیامت نمی‌شود بلکه خود انسان را گروگان می‌گیرند (سورۀ مدّثر آیه 38).

7-خوشی‌ها و عذاب‌های دنیوی بسیار زودگذر است اما در قیامت هم عذاب و هم خوشی دائمی است (سورۀ رعد آیه 35، واقعه 33 و نحل 29).

8-شکنجه و عذاب در دنیا قابل تخفیف است اما در قیامت چنین نیست (سورۀ بقره آیه 86).

9-در دنیا می‌توان به دلیل مشکلات به کسی پناه برد ولی در قیامت نمی‌شود به کسی پناه برد (سورۀ مؤمنون آیه 65).

بارپروردگارا تویی که به ما عقل و آزادی و اراده و راه هدایت عطا کرده‌ای پس تو خود راه هدایت را پیش روی ما بگذار و کاری کن که تو خشنود باشی و ما رستگار (آمین).


پیام شماره ۹۲

 رحمت الهی

 برادران، خواهران و خانواده‌های گرامی، سلام علیکم:

آن خداوند عزیز که انسان‌ها را از خاک آفریده است  او را از بدو تولد تا مرگ به کرّات امتحان می‌کند و مرگ و حیات و زینت‌های دنیا را برای امتحان بشر قرار داده است (ملک آیه 2 و کهف آیه 8) و در این مسیر دشمنی را به نام شیطان در مقابل انسان قرار داد و فرمود که ای شیطان! جهنم را از تو و دوستانت پُر خواهم کرد (سورۀ ص آیه 85). نشان می‌دهد که رحمت و لطف الهی در تنفر و فرار از شیطان و هوی و هوس حاصل می‌شود مثلاً در آیه 156 سورۀ اعراف خداوند فرموده است که: رحمتِ من همه چیز را فراگرفته و کسانی که از خدا بترسند و زکات مال خود را بپردازند و کسانی که به آیات قرآن ایمان دارند آنها را مورد رحمت و آمرزش قرار می‌دهم و در آیه 56 سورۀ اعراف راه دیگر رسیدن به رحمت الهی را بیان کرده و فرموده است: بعد از اصلاح امور در زمین فساد نکنید و خدا را با ترس و امید بخوانید چرا که رحمت خدا به نیکوکاران می‌رسد. آیه 53 سورۀ یوسف می‌رساند که  هوی و هوس و نفس اماره، انسان را به زشتی‌ها و منکرات امر می‌کند مگر اینکه رحمت خدا شامل حال انسان شود و انسان به گناه و زشتی نیفتد. در آیه 21  سورۀ نور نیز خداوند می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید از قدمهای شیطان پیروی نکنید چرا که شیطان شما را به فحشا و منکرات امر می‌کند اگر فضل و رحمت الهی به سراغ شما نمی‌آمد احدی از شما پاک نمی‌شد ولی خداوند هرکه را بخواهد پاک و تزکیه می‌کند چرا که خداوند شنوا و داناست.

عوامل رحمت الهی:

پیروی از قرآن کریم: خداوند در آیه 155 سورۀ انعام می‌فرماید: این قرآن کتابی پر برکت است از آن پیروی کنید و از خدا بترسید تا مورد رحمت خداوند قرار گیرید.

1-  سکوت و ادب در هنگام تلاوت قرآن: خداوند در آیه 204  سورۀ اعراف می‌فرماید: هنگامی که قرآن خوانده می‌شود سکوت کنید و به آن گوش فرادهید تا شاید مورد رحمت خداوند قرار گیرید.

2-  اصلاح بین برادران دینی و خداترس بودن: خداوند در آیه 10 سورۀ حجرات می‌فرماید: بدرستی که مؤمنان برادر یکدیگرند پس  بین دو برادر، خود صلح و آشتی برقرار سازید و از خدا بترسید تا شاید مورد رحمت الهی قرار گیرید.

3-  صبر و پایداری در برابر مصیبت‌ها: خداوند در آیات 153 تا 157 سورۀ بقره می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید از صبر و نماز کمک بگیرید و نگویید کسانی که در راه خدا کشته شده‌اند مرده‌اند بلکه آنها زنده‌اند و لیکن شما نمی‌دانید ما شما را به چیزهایی مثل ترس و گرسنگی و ورشکستگی مالی و مصیبت‌زدگی و از بین رفتن محصولات کشاورزی آزمایش می‌کنیم پس بشارت و مژده به صابران، آن کسانی که وقتی مصیبتی به آنها می‌رسد می‌گویند ما از خداییم و به سوی خدا بازمی‌گردیم؛ ایشان کسانی هستند که درود و رحمت خدا بر آنهاست و آنها همان هدایت‌یافته گانند.

پیامبر بزرگوار اسلام (ص) نمونه بارز رحمت الهی بود چرا که خداوند در آیه 107 سورۀ انبیاء می‌فرماید: ای پیامبر! ما تو را نفرستادیم مگر رحمت برای مردم دو جهان.

در جهانی که فساد و تباهی و ظلم و بیدادگری از در و دیوار آن می‌بارد و آتش جنگها در هر سو شعله‌ور است و چنگال زورمندان بیدادگر در حلقوم مستضعفان فرو رفته! در دنیایی که جهل و فساد اخلاقی و تبعیض و خونریزی انسان‌ها را به سمت آتش جهنم می‌برد فقط تمسک به سیره و روش رسول گرامی اسلام (ص) که رحمۀ للعالمین است و راه خدا و قرآن است می‌تواند جوامع غرق در فساد را از هلاکت قطعی نجات بدهد.

بارپروردگارا ما را از رحمت و فضل خود محروم مکن و ما را مسلمان بمیران و در گروه صالحان داخل گردان (آمین).


پیام شماره ۹۳

 اعتکاف

برادران، خواهران و همشهریان گرامی، سلام علیکم:

براستی این همه سخن از اعتکاف به میان میآید واقعا اعتکاف چیست؟ آیا برای مردم و خصوصا جوانانی که هنوز در اول راه زندگی قرار دارند اعتکاف لزومی دارد ؟ اگر لازم است چه بدرد می خورد؟ برای جواب صحیح ومنطقی به این سئوال باید دید در اعتکاف چه خبر است آنجا مردم چه می کنند و  این کردار چقدر در زندگی آنها اثر دارد اگر بخواهیم عمیق تر به مسئله نگاه کنیم می بینیم هدف اصلی در اعتکاف ؛ اولا ؛ فاصله گرفتن از دنیا و شیطان وخصوصا شهوات و خودخواهی و... می باشد در اعتکاف انسان از دنیا و خطرات آن به سوی خدا فرار میکند فراری سازنده که در آیه 50 سوره ذاریات به آن دستور داده شده است   ثانیا  وقتی که اینها محقق شد نوبت به نماز و روزه و تلاوت قران و ذکر خدا گفتن و  شب زنده داری و شکر نعمت های خدا گفتن می رسد که تمام اینها همان عبودیت و بندگی خدا کردن است که هدف اصلی اعتکاف همین است حال اگر بپرسند عبودیت و بندگی خدا  چه بدرد   می خورد ؟ برای جواب این سئوال خداوند در (سوره ذاریات آیه56) می فرماید من جنیان وانسانها را خلق نکردم مگر برای عبودیت و بندگی شاید برخی ها بپرسند خدا چه نیازی به عبادت ما دارد ؟ باید گفت خدا به عبادت من و شما نیاز ندارد چرا که خداوند ستوده وبی نیاز است(آیات بسیار در قران) شاید پرسیده شود پس این عبودیت چه بدرد می خورد؟ باید گفت عبودیت برای تکامل انسان لازم است چرا که با عبودیت انسان رنگ و رویی الهی به خود می گیرد و در مسیر اراده خداوند قرار می گیرد وانسانی با خُلق الهی وبنده ای راستین تربیت می شود  پس عبودیت و بندگی خدا  کلاس درس تکامل انسان است . شاید پرسیده شود خدا که بلد بود پس چرا از اول انسان را کامل نیافرید تا همگی در جوار قرب او جای گیرند ؟ باید گفت که تکامل انسان چیزی نیست که بتوان آنرا به اجبار آفرید بلکه بایدانسانها با پای خود و اختیار این بوته امتحان را پیروزمندانه طی کنند . اگر کسی را به اجبار و زور سرنیزه به مسجد ببرند تا عبادت کند این عبادت واقعی نخواهد بود واثری هم نخواهد داشت .خداوند در مسیر عبودیت و تکامل انسان حتی موانعی را تراشید تا انسانها بهتر امتحان شوند مثلا با مصیبت ها وفقر و گرفتاری و  ور شکستگی  مالی و گاهی با سرمایه وشیطان و زیورهای دنیا  و حتی دستور به انجام عبادات در این مسیر کار انسان را سخت می کند  چرا که  میخواهد ببیند چه کسی بهتر عمل میکند ومزد هر کسی را بر اساس لیاقتش بپردازد به همین دلیل راه هدایت وخطرات آنرا نشان داد و فرمود هر کس خواست ایمان آورد و هر کس خواست کافر شود (آیه 3 سوره انسان) واز طرفی خداوند گنجی پنهان بود انسان را خلق کرد تا  شناخته شود .حضرت امام حسین (ع) میفرماید خداوند بندگان را آفرید تا او را بشناسند وعبادتش کنند تا در سایه عبودیت و  بندگی خدا تکامل  پیدا  کنند . اگر  تاریخ  را  مرور کنیم می بینیم انسانهای عابد و خداترس چون رنگ و رویی الهی پیدا کردند ابدی شدند (مثل سرور وسالار شهیدان ) و بالعکس آنهایی که خلاف راه خدا رفتند از تخت به زیر آمدند و تا ابد مورد لعن ونفرین خدا ورسول ومردم قرار گرفتند (مثل یزید ملعون وهمدستانش) پس برای تکامل وابدی شدن عبودیت وبندگی خصوصا در اعتکاف لازم است . آنهایی که می گویند بیکارها برای اعتکاف به مسجد می روند واقعا از روح انسانیت فاصله گرفته اند و از بهره معنوی  و اخروی آن محروم شدند .پیامبر بزرگوار اسلام(ص) فرمودند هر کس به خاطر خدا اعتکاف کند همه گناهان گذشته او آمرزیده میشود (کنز العمال ج8)و باز فرمود هر کس به منظور کسب عنایات الهی و به نیت قرب به خدا اعتکاف  نماید خداوند بین او و آتش فاصله  می اندازد. امام صادق (ع) فرمود هر کس ایام البیض از ماه رجب را که ایام اعتکاف است روزه بگیرد به ازای هر روز روزه داری و شب زنده داری ثواب یک سال را برایش می نویسند ودر روز قیامت که همه وحشت دارند در جایگاه امن الهی دور از آتش خواهد بود (وسائل الشیعه ج7 ص 357)  باز امام صادق (ع)فرمود ای مردم در نزد خداوند مقام و منزلتی وجود دارد که فقط با درخواست وتقاضا بدست بندگان می رسد در پایان این نکته مهم باید گوشزد شود که دعا و درخواست وقتی موثر است که انسان ایمان داشته باشد و عمل صالح نیز پشتوانه ایمانش باشد وبنحوی که در باب عمل صالح امام سجاد (ع) میفرماید به خدا قسم بر آوردن حاجت برادر مومن در نزد خداوند محبوب تر از دو ماه روزه متوالی واعتکاف در مسحد الحرام می باشد (وسائل الشیعه ج7ص413)

بار پروردگا را توفیق عبودیت وبندگی خالصانه عطا فرما و ما را در زمره صالحان داخل گردان


پیام شماره ۹۴

از جهنم چه خبر؟

برادران، خواهران و همشهریان بزرگوار، سلام علیکم:

از اینکه بحث وحشت‌زا و ناگوار جهنم را برای شما عزیزان باز می‌نمائیم احساس خوشی نداریم اما با توجه به اینکه موضوع جهنم و آتشِ خورنده آن واقعیت دارد و عاملی برای پرهیز از گناه است باز کردن این بحث را لازم می‌دانیم.

خداوند عزیز که ما انسان‌ها را خلق کرد نعمت بزرگی چون عقل و آزادی و اراده را نیز مرحمت فرمود و سپس مسیر هدایت و ضلالت را نیز به ما نشان داد (آیه 3 سورۀ انسان) و هشدار هم داد که هرکس راه شیطان را برود عاقبتش جهنم و آتش دردآور است (سورۀ انسان آیه 4). براستی که وقتی روبروی تَنور نانوایی می‌ایستیم و دست و صورت احساس سوزش پیدا می‌کند ناگهان کلام خداوند در مورد جهنم در ذهن مجسم می‌شود و ابتدا انسان احساس می‌کند که خداوند دارد با ما شوخی می‌کند آدم کجا و آتش کجا؟ ولی وقتی خوب بررسی ‌کنیم و قرآن که کلام خداست را با دقت مطالعه نمائیم می‌بینیم که واقعاً خدا شوخی نمی‌کند  بلکه خیلی هم جدی مسأله جهنم را پیگیری می‌کند و آیات مربوط به جهنم چنان وحشت‌آور است که باور آن برای ما انسان‌ها ثقیل است. برای نمونه فقط به چند آیه اشاره می‌شود:

خداوند در آیه 56 سورۀ نساء می‌فرماید: کسانی که آیات ما را دروغ می‌دانند بزودی آنها را وارد آتشی می‌کنیم که وقتی پوست بدنشان بریان شد مجدداً پوستی تازه برایشان می‌آوریم تا به خوبی عذاب را بچشند و یا در آیه 29 سورۀ کهف می‌فرماید: برای ستمکاران آتشی آماده کرده‌ایم که شعله‌هایش آنها را فرا می‌گیرد و چون آبی طلب کنند مایعی چون مس مذاب را به آنها می‌دهیم که صورت را بریان می‌کند واقعاً که آنجا بد جایگاهی است و در آیه 15 سورۀ محمد (ص) خبر می‌دهد که مایع فوق را به آنها می‌نوشانند بنحوی که معده و روده‌هایشان را پاره‌پاره می‌کند و در آیات 43 تا 49 سورۀ دخان می‌فرماید: غذای گنهکاران از درخت زقوم است وقتی می‌خورند همچون مس گداخته در شکم می‌جوشد و بعد او را می‌گیرند و به وسط آتش می‌برند و آبِ جوشان بر سرش می‌ریزند و مأموران جهنم به او می‌گویند بچش که تو همان عزیزکرده‌ای بودی که همیشه در مورد جهنم و عذاب‌های آن شک داشتی. در آیه 6 سورۀ تحریم می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید هم خودتان و هم اهل و عیالتان را از آتشی که هیزمش مردم و سنگ‌های آتش‌زاست حفظ کنید بدانید که ماموران آن سخت‌گیر هستند و هرگز مخالفت فرمان خدا نمی‌کنند. این آیه هشدار جدی به والدین است که با تربیت صحیح فرزندان وارد جهنم نشوند. براستی که پدر و مادر بی‌خیال در تربیت فرزند هم خودشان وهم فرزندانشان را هلاک میکنند و همگی وارد جهنم خواهند شد؛ جهنمی که خداوند در آیه 7 و 8 سورۀ ملک می‌فرماید: وقتی جهنمی‌ها به جهنم انداخته می‌شوند جهنم می‌جوشد و صدای وحشتناک و جان‌خراشی از آن به گوش می‌رسد (اگر در گودالی انسان‌ها را با میله‌های سرخ شده بی‌رحمانه داغ کنند وشلاق بر صورت آنها بزنند تصور کنید چه ناله‌ها و زجّه‌هایی از آن شنیده می‌شود در آیه فوق صحبت از شهیق کرده که به معنای ناله های دردناک با صدای بلند منظور است)! و در آیه بعد می‌فرماید: نزدیک است که جهنم از شدت غضب پاره‌پاره شود و هرگاه گروهی در آن انداخته می‌شوند خازنان  بی‌رحم جهنم (از روی تعجب و غضب) می‌پرسند مگر شما را نترسانیده بودند! آری این آیه در جواب آن عده افرادی است که تا صحبت از عذاب الهی و جهنم می‌شود با اعتراض می‌گویند مگر اسلام دین خشونت و درد و غم و غصه و عذاب است و به هر نحو ممکن سخنی که در آن عذاب الهی و مؤاخذه الهی باشد را ناخرسند می‌دانند غافل از اینکه تمام پیامبران آمدند تا اولاً انسان‌ها را ِانذار کنند و از عواقب گناه و نافرمانی خدا بترسانند و ثانیاً بشارت به بهشت و نعمات بی‌پایان آن دهند. تجربه هم نشان داده است که ما انسان‌ها تا نترسیم قانون‌گرا نمی‌شویم حتی اگر در کشورهای صنعتی شاهد نظم بسیار هستیم این به دلیل قوانین سفت و سختی است که در آنجا حاکم است پس بنابراین ِانذار و ترسانیدن و هشدار و اطلاع رسانیدن از جهنم و خطرات آن برای گناه‌نکردن مؤثرتر از فقط بشارت‌ به بهشت دادن است!

در آیات 19 تا 22 سورۀ حج می‌فرماید: برای جهنمیان لباس‌های آتشین درست شده و از بالای سرشان آب جوش می‌ریزند بنحوی که اندرون و پوست آنها را ذوب می‌کند و هرگاه بخواهند از آتش بیرون آیند با گرزهایی از آهنِ داغ به آن بازگردانیده می‌شوند! در آیات 16 و 17 سورۀ ابراهیم هشدار می‌دهد که جباران در جهنمی خواهند افتاد که به آنها چرک و خون متعفّن خورانیده می‌شود و از هر طرف مرگ به سراغ آنها می‌آید اما مرگی در کار نیست که راحت شوند و پیش‌ روی آنها عذاب‌های دردناک دیگری وجود دارد.

براستی که  جهنم چه جایگاه بدی است : جایی که بسترش آتش، نوشابه‌هایش چرک و خون و تعفّن و مذاب داغ و حمامش آب جوش خورنده، نسیم‌اش گرزهای آهنین سرخ شده  و غذای آن درخت زقّوم و آرایش‌هایش بریان و ذغال‌شدن پوست و لب‌ها و گونه‌هاست و جواهراتش طلا و نقره‌ای است که داغ شده تا پشت و پهلو و پیشانی را با آن داغ کنند (به آیات 34 و 35 توبه مراجعه فرمایید) و خلخالش غُل و زنجیرهایی است به طول هفتاد ذراع (آیه 32 حاقه و 71 مؤمن) الـ...اکبر به انتقام خداوند از جباران رفاه طلب و خود خواه و گمراه.

بارپروردگارا  بما رحم کن و خودت اسباب رستگاری را برایمان فراهم فرما (آمین).


پیام شماره ۹۵

امتحان الهی

برادران، خواهران و همشهریان بزرگوار، سلام علیکم:

از زمانی که خداوند انسان را از گِل آفرید و از روح خود در او دمید و به او عقل و آزادی و اراده عطا فرمود از همان دوران امتحانات مکرر الهی شروع شد. انسان در لحظه لحظۀ زندگی خود امتحان پس می‌دهد بنحوی که خداوند در آیه 2 سورۀ ملک و آیه 7 سورۀ کهف می‌فرماید: هدف از آفرینش مرگ و زندگی و آنچه که روی زمین زینت داده شده است امتحان شما انسان‌هاست تا معلوم شود کدامیک از شما بهتر عمل می‌کنید. خلاصه اینکه انسان باید بداند که آفریده شده تا امتحان شود و از این طریق  میزان عبودیتش معلوم شود چرا که خداوند در آیه اول سورۀ عنکبوت می‌فرماید: آیا مردم گمان می‌کنند همین که بگویند ایمان آوردیم به حال خود رها می‌شوند و امتحان نمی‌شوند؟

تمام انسان‌ها چه مؤمن و چه کافر امتحان می‌شوند مثلا انسانی که در یک محیط آلوده و فساد زندگی می‌کند وسوسه‌های شیطانی از هر طرف او را احاطه می‌کند امتحان او اینست که همرنگ محیط نشود و اصالت و پاکی خود را حفظ کند و یا کسی که در فقر اقتصادی گیر کرده در حالی که می‌تواند با فحشا و یا دزدی به سرعت مشکل خود را حل نماید همین امتحان اوست و یا کسی که از هر طرف برایش نعمت خداوندی ریزان است و هیچگونه مشکل مالی ندارد امتحانش اینست که آیا در غرور و شهوت غرق می‌شود یا  نه و یا اینکه به زیردستان توجهی دارد و آیا شکر نعمت بجا می‌آورد و یا نمی‌آورد؟ انسان سرمایه‌دار باید متوجه باشد که برای او دو درب از جهنم و دو درب از بهشت برایش باز است حال مختار است که هر کدام را انتخاب نماید؛ دربهای بهشتِ او شکر نعمت و توجه به زیردستان بوده و درب‌های جهنم برای او کفران نعمت و عدم توجه به فقیر مسکین واقعی است.(درتمام قرآن که بگردیم می بینیم دو چیز انسان را جهنمی می کند 1- کفران نعمتِ خودِ خُدا وآنچه عطا کرده است 2- عدم توجه به مخلوق خدا .

عافیت‌طلبانی که گُمان می‌کنند همین که گفتند ایمان آوردیم در اعلی علییّن بهشت همنشین پیامبران و شهدا خواهند بود سخت در اشتباهند. مولا علی (ع) می‌فرماید: قسم به خداوند که شما مردم به شدت امتحان و غربال می‌شوید و همانند محتویات یک دیگِ در حال جوشیدن، زیر و رو خواهید شد. آری! این قانون خداوند است چرا که در آیه 3 سورۀ عنکبوت می‌فرماید: ما انسان‌های قبلی را هم آزمودیم و دروغگویان  را از راستگویان باز شناختیم !  در آیه 179 سورۀ آل‌عمران علت این آزمایش‌ها را جداسازی ناپاکان از پاکان ذکر می‌نماید. مثلاً خداوند در جنگ‌های صدر اسلام شرایطی را پیش می‌آورد تا منافقان از مؤمنان واقعی بازشناخته شوند و همین الآن نیز با فتنه‌هایی که در جامعۀ ما بوقوع می‌پیوندد هم بزرگان و هم مردم از بوته امتحان الهی می‌گذرند؛ پس از خالق این شرایط بخواهیم به ما رحم کند!

در واقع هدف از این امتحانات الهی جداسازی صفوف مجاهدان و صابران واقعی از غیر آنهاست (سورۀ محمد آیه 31). وقتی امتحانات الهی را در قرآن بررسی نماییم می‌بینیم حضرت آدم (ع) با درخت ممنوعه در بهشت امتحان شد و حضرت نوح (ع) با  کتک کاری و لجاجت و سرسختی قومش و حضرت ابراهیم (ع) با آتش و قربانی‌کردن فرزندش امتحان شدند و حضرت داود (ع) با حکم و قضاوتی که نمود و حضرت سلیمان (ع) را با نعمات بسیار دنیوی و تسلط در جنّ و پرندگان و... امتحان فرمود و تمام انسان‌ها را با ترس و گرسنگی و ورشکستگی مالی و مرگ و میر امتحان می‌نماید  وسپس به صابران بشارت می دهد.(سوره بقره آیه 155)

خداوند در آیه 28 سورۀ انفال حتی مال و اولاد را مایه امتحان قرار داده و حتی در آیه 14 سورۀ تغابن بعضی همسران و فرزندان را دشمن مؤمن قلمداد کرده است؛ بنابراین مؤمن عاقل و واقعی کسی است که به آیه 16 تغابن و 29 انفال گوش فرا دهد و خود را مشمول رحمت الهی نماید.

آری! با رعایت تقوای الهی، خداوند راه درست از غلط را به انسان نشان می‌دهد و به او روشن‌بینی خاصی عطا می‌نماید که در پرتو آن گناهان آمرزیده و فضل خداوند شامل حال انسان می‌شود. حضرت علی (ع) فرمود: هیچ کس نگوید خداوندا از امتحان‌شدن به تو پناه می‌برم چرا که تحت هر شرایطی انسان باید امتحان شود این قانون خداست ولی دعا کنید خداوندا از امتحانات گمراه کننده به تو پناه می‌بریم!

براستی همین الآن لحظه‌ای در فکر فرو روید و نظر کنید در این چند سال عمر که داشته‌اید چندین بار خداوند شما را امتحان فرموده و خود را بسنجید که چگونه بوده‌اید؟

بارپروردگارا ما را در مسیر راه خود قرار ده و از نعمات سلامتی و دنیا و آخرت عطا فرما (آمین).


پیام شماره ۹۶

امانت و خیانت

برادران، خواهران و همشهریان بزرگوار، سلام علیکم:

در بحث امانت‌داری و خیانت‌نکردن و مصادیق آن در جامعه گفتگو بسیار است اما در این پیام قصد داریم سخنان و هشدارهای خداوند را در مسأله امانت و خیانت مطرح نماییم.

خداوند کریم در آیه 58 سورۀ نساء می‌فرماید: خداوند به شما دستور می‌دهد که امانت‌ها را به صاحبان آن برگردانید و در هنگام قضاوت عادلانه داوری کنید؛ خداوند شما را خوب موعظه می‌کند بدانید که خداوند شنوا و بیناست و در آیه 8 سورۀ مؤمنون یکی از مشخصات مؤمنِ نجات‌یافته از عذاب الهی را امانت‌داری و مراعات عهد و پیمان بیان فرموده است. براستی که مؤمن واقعی در حفظ و ادای امانت و پایبندی به عهد و پیمان در برابر خداوند و مردم، حساس است.

 تمام نعمت های موجود در دست مردم از امانات خداوند بوده ؛ مثلا" همین دینِ برحقِ اسلام و کتاب قرآن و دستورات پیامبر و امامان و اموال و فرزندان و جوانی وسلامتی و  پُست‌ها و مسئولیت‌ها همه وهمه امانات الهی‌اند که نباید در آنها خیانت شود؛ همانطور که امامان معصوم، امانتِ ولایت و امامت را به بعد از خود سپردند تا به امام زمان (عج) رسید در دوران غیبت کبری، حکومت اسلامی یکی از مهمترین وحساسترین امانت الهی بوده که بایستی در دست انسان‌های امانت‌دار قرار داشته باشد تا به دست صاحب اصلی آن که امام زمان(عج) است بازگردانده شود و خیانت در این امانت، گناهی نابخشودنی و عذاب‌آور است.

خداوند کریم در آیه 91 سورۀ نحل دستور می‌دهد به عهد و پیمانی که با خدا بسته‌اید وفادار باشید این دلالت بر مسئولیت سنگین انسان‌ها در قبال گفتار و عهد و پیمان و وعده و وعیدها دارد. هر مسلمانی موظف است طبق آیه 58 سورۀ نساء در هیچ امانتی خیانت نکند خواه صاحب امانت مسلمان باشد خواه غیر مسلمان؛ در واقع در بیانیۀ حقوق بشر در اسلام همه انسان‌ها از حقوق انسانیِ یکسانی برخوردار می‌شوند و تبعیض و ظلم و ستم معنا ندارد.

عدم خیانت در امانت معنای وسیعی دارد مثلاً دانشمندان یک جامعه با حقیقت‌گویی ومقابله با افکار انحرافی امانت‌داری کنند و در یک نظام اسلامی مردم با حفظ ارکان نظام امانت‌داری کنند؛ پدران و مادران با تربیت فرزندانی شایسته در امانت فرزندان خیانت نکنند و از آن بالاتر مسئولان نظام اسلامی با ترس بیشتر از خدا و عمل به دستورات خدای مهربان و قهار، سلامت دنیا و آخرت خودشان و مردم را تضمین نمایند (به آیه 16 سوره اسراء توجه شود) و در امانت سنگین الهی خیانت نکنند و مهمتر اینکه انسان‌ها که امانتی از سوی پروردگار هستند باید مواظب باشند تا به خودشان خیانت نکنند. کسی که با مصرف مواد  مخدر و مضر و سرطان‌زا و مَست‌کننده و مخرّبِ فکر و روح و جسم و جوانی و یا با خودکشی به خود خیانت می‌کند فردای قیامت باید جوابگوی این نعمت بزرگ الهی باشد. خداوند در آیه 58 سورۀ نساء مسأله ادای امانت را قبل از عدالت آورده است زیرا خداوند دوست دارد مردم همیشه امانت‌دار باشند و کارشان به قضاوت و داوری نکشد. حال اگر افرادی منحرف شدند و نوبت به قضاوت و داوری رسید با عدالت، آنها را به وظیفه خود آشنا سازند!

حضرت امام صادق (ع) در حدیثی تکان‌دهنده میزان اهمیت ادای امانت را یادآور شده می‌فرماید: به طول رکوع و سجود آدم‌ها نگاه نکنید چرا که ممکن است رکوع و سجود، عادت آدم‌ها شده باشد بلکه نگاه کنید که آدم‌‌ها چقدر راستگو هستند و چقدر در ادای امانت صادق‌اند و باز فرمود: عزت و منزلت و مقام جدّم علی (ع) در نزد پیامبر (ص) به علت راستگویی و ادای امانت بود! و در حدیثی دیگر فرمود: اگر ابن‌ملجم امانتی را پیش من می‌گذاشت و یا در کاری از من مشورت می‌خواست قطعاً به او خیانت نمی‌کردم. این حدیث زنگ خطری است برای کسانیکه دنبال مقام و قدرت و ریاست هستند تا به منافع مادی برسند و یا به مردم و اعتقادات مردم و اسلام خیانت کنند و یا در جایگاهی قرار گیرند تا تسویه‌حساب‌های شخصی کنند.

مسلماً کسی که فکر خیانت را قبل از عهد و پیمان در سر دارد مکّاره‌ای بیش نیست پس بداند که خداوند بهترین مکرکننده‌گان است مثلاً کسی که به نیت خوردن مال انسانی از او تقاضای قرض‌الحسنه می‌کند و در بازپرداخت آن خیانت می‌کند همین بس که نعمت و ثواب ابدی را از دست می‌دهد و به متاع پَست و فانی و زودگذر دنیا می‌رسد و برای او همین بس که خداوند در آیه 58 سورۀ انفال می‌فرماید: من انسان‌های خائن را دوست ندارم ودر روز قیامت حسابش با خداست.

بارپروردگارا شرِّ نقشه‌های خائنانه دشمنان اسلام را در هر شکل و هر لباس به خائنان بازگردان (آمین).


 پیام شماره ۹۷

لحظات احتضار

برادران، خواهران و همشهریان بزرگوار، سلام علیکم:

آیا لحظه‌ای با خود خَلوت کرده‌اید و از خود پرسیده‌اید که من در این دنیای فانی چه می‌خواهم؟ چه کسی و از کجا مرا آورد و به کجا می‌برد و بالاخره در کجا و به کدام علت و بهانه مرا به خانۀ ابد خواهد برد؟. اینها سؤالاتی است که هر صاحب عقل و فکری را لحظاتی مشغول می‌کند اما شیطان و دنیا و زَرق و بَرق‌‌های آن زود انسان را از این تفکرات سازنده بیرون می‌برد؛ فقط صاحبان عقل و ایمان هستند که بر این افکار شیطانی غلبه می‌کنند و خود را همیشه آماده و پاک نگه می‌دارند تا اینکه لحظات احتضار آنها نیز فرا می‌رسد.

قبل از اینکه حال و هوای لحظه احتضار از دیدگاه قرآن بیان شود باید تسلیم این حقیقت باشیم که مرگ، حق است و فرار از آن امکان ندارد (سورۀ جمعه آیه 8) و اینکه هرکجا باشیم هرچند در برج‌های بِتونی مرگ سراغ ما خواهد آمد (سورۀ نساء آیه 78) و اینکه تمام انسان‌‌ها مزه مرگ را می‌چشند (سورۀ آل‌عمران آیه 185) و مهمتر اینکه اَحدی نمی‌داند کی و در کجا خواهد مرد (سورۀ لقمان آیه 34). پس بنابر گفتار صریح خداوند و آنچه را با چشمانمان در کوچه و خیابان و محله‌هایمان می‌بینیم این شتر وحشی و یا آرام بالاخره به سراغ تک‌تک ما می‌آید و ما را به سوی دانای عالم غیب و شهود می‌برد تا به هر کاری که کرده‌ایم آگاه سازد (جمعه آیه 8).

سؤال : در لحظه انتقال واِحتضار انسان چه حالی دارد؟

برای پاسخ به این سؤال باید ببینیم که قرآن کلام خداوند چه می‌فرماید؟ خداوند در آیاتی از سورۀ واقعه، لحظات احتضار ما آدم‌ها را بر اساس کردارمان ترسیم و بیان فرموده است بنحوی که در آیات 83 به بعد می‌فرماید: پس چرا وقتی جان به حُلقوم می‌رسد و شما بالای سر آدمِ در حال مرگ قرار می‌گیرید فقط نِظاره‌گر و تماشاچی هستید اگر راست می‌گویید نگذارید بمیرد و او را برگردانید! عزیزترین انسان‌های این کُرۀ خاکی تسلیم مرگ شدند قدّارترین و ظالم‌ترین انسان‌ها هم با ذلت تسلیم شدند حتی پیامبران عظیم‌الشأن هم نتوانستند از چنگال مرگ فرار کنند و بالاخره لحظات احتضارشان فرا رسید. در باب لحظۀ خداحافظی با دنیا خداوند در آیات 88 به بعد از سورۀ واقعه می‌فرماید: پس اگر این انسانِ در حال مرگ از مُقربان درگاه خدا بوده اول رَوح و ریحان و بهشت پُر نعمت برای اوست. واژۀ رَوح در آیۀ فوق به هر چیزی که مایۀ راحتی و آسایش و خوشی است گفته می‌شود؛ خلاصه اینکه انسان مقرب درگاه خدا لحظه به لحظه که به مرگ نزدیک می‌شود اسباب راحتی و آسایش او فراهم می‌شود. در این دنیا اگر در برابر مصیبت‌ها و معصیت‌ها و عبادات صبوری کرده و سختی‌ها را تحمل نموده در لحظۀ احتضار شادمان و راضی خواهد شد. آری واژۀ رَوح و ریحان در آیه فوق همان رفع هر گونه ناملایمات از جان و روح انسان است بنحوی که با مُردن، نَفَسی راحت و آسوده می‌کشد و بلافاصله وارد خوشی‌‌ها و بهشت می‌شود. طبق فرمایش خداوند کارهای نیک ده برابر پاداش داده می‌شود و نیکوکاری، گناهان و زشتی ها را پاک می‌کند. بنابراین مقربان درگاه خدا که در طول عمر به گناهان بزرگ آلوده نشده اند و اگر احیانا گناهی مرتکب شده اند استغفار کرده اند چون کفّۀ ثوابشان بسیار سنگین است  بی‌حساب وارد بهشت پر نعمت می شوند. خداوند در آیۀ 92 به بعد در سورۀ واقعه وضع و حال دشمنان خدا را بیان کرده و می‌فرماید: و اما اگر انسانی تکذیب کننده و گمراه بوده لحظات احتضار، شروع بدبختی اوست بنحوی که با آب جوشان از او پذیرایی می‌شود و سپس او را به جهنم می‌افکنیم و در آیه بعد می‌فرماید: تمام این اتفاقات که بیان شد حق و یقین است. آری! خداوند با این آیه به ما هشدار می‌دهد که گمان نکنید این گفته‌ها سوری و شوخی است؛ بلکه ما با تمام انسان‌‌ها اتمام حجت کرده‌ایم و  راه درست را در قرآن به شما نشان داده‌ایم هرکس خواست باورکند و ایمان آورد و هرکس خواست کافر شود؛ بدانید که برای کافران غُل و زنجیرهایی از آتش فراهم کرده‌ایم (آیات 3و 4 سوره انسان) و آنجا بد جایگاهی است پس از من بترسید و هشدارهای قرآن را جدی بگیرید که فردا دیر است.

برادران و خواهران: آنها که با علم الیقین به ‌ مرحله یقین از حوادث بعد از مرگ می‌رسند پیوسته خداخدا می‌کنند و هر روز بیشتر و بیشتر خود را به جوار قرب الهی نزدیک می‌کنند و کسانی که این حداقل یقین را ندارند در شهوات غرق خواهند شد و هنگامی که به عین‌الیقین(وقتی با چشم عذاب را ببینند ) و حق‌الیقین(وقتی در آتش افکنده شوند و حقیقتاً درد آتش را بچشند) برسند دیگر دیر شده و زجّه‌های ابدی آنها شروع خواهد شد. علم‌الیقین رسیدن به یقین با علم است که پایین‌ترین درجۀ یقین است و انسان‌های کمی از آن بهره‌مند هستند و آن هم بدست نمی‌آید مگر با تلاش و کوشش مستمر در راه خدا و تدبر  در آیات قرآن و تفکر در نشانه‌های الهی در زمین و آسمان. مرحله بعد، عین‌الیقین است که انسان با چشمان خود چیزهایی را از آخرت ببیند و یقین حاصل کند مثلاً دیدن صحنه‌هایی که برای پیامبر (ص) در شب معراج رخ داد. و یا در لحضات احتضار که حجابها برداشته میشود و انسان چیزهایی را می بیند.

حق‌الیقین یقینی است که انسان با حس های متعدد و جانش به آن برسد مثلاً وقتی به آتش جهنم درافتد و یا از لذائذ بهشتی بهره ببرد به حق‌الیقین می‌رسد. برای مثال کسی که در بیابان از شدت سرما  در حال هلاک‌شدن است اگر از دور دودی را ببیند با علم‌ یقین پیدا می‌کند که در آن محل آتش هست وقتی آتش را دید به مرحلۀ عین‌الیقین رسیده و وقتی با آتش بدنش گرم شد و یا سوخت به مرحلۀ حق‌الیقین میرسد برای ما انسان‌های مَحجُوب در پرده‌های غفلت یقین علمی از حوادث هولناک آخرت باید برای گناه‌نکردن کفایت کند چرا که با مرگ علم‌الیقین تبدیل به عین‌الیقین و حق‌الیقین می شود که دیگر کار از کار گذشته است. به همین دلیل خداوند بکرات هشدار می‌دهد و می‌فرماید ببینید که برای فردا چه فرستاده اید. 

بارپروردگارا به ما توفیق عبودیت و بندگی خالصانه عطا فرما تا از ضلالت و بیراهه‌ها به راه تو آییم و علم‌الیقین را که حداقل یقین‌هاست در ما تقویت فرما (آمین).

 ***************************************

لحظه‌ای با امام زمان (عج):

امام زمان (عج) در جواب مرحوم سید محمد گلپایگانی (ره) می‌فرماید: از علائم ظهور فقط علامات حتمی مانده است و شاید آنها نیز در مدت کوتاهی به وقوع بپیوندد پس بر شما لازم است که برای فرج من دعا کنید!


پیام شماره ۹۸

انواع نفس

برادران، خواهران و همشهریان بزرگوار، سلام علیکم:

خواسته‌های درونی افراد بسیار متنوع و متفاوت است و این نفس آدمی دَم به دَم دچار تحول و پیشرفت و پسرفت می‌شود. نفس انسان که همان عواطف و غرائز و احساسات اندرون است روی گفتار و رفتار انسان تأثیر مستقیم دارد و این نفس و نیت و آثار آن که عمل است در روز قیامت مورد محاسبه قرار خواهد گرفت (آیه 284 سورۀ بقره) بنابراین سرچشمه شروع گناه که غضب الهی را به دنبال دارد از دل و فکر شروع می‌شود؛ مثلاً کسی که فکر و اعتقادش اینست که بعد از مردن، قیامت و حساب و کتابی وجود ندارد این فکر، گناه بوده و مردن با این طرز تفکر خطرناک بوده و جهنم در انتظار چنین فکر و صاحب فکری است ولی بعضی از افکار به ذهن بشر خطور می‌کند که از اختیار انسان خارج بوده و میل ذاتی انسان هم آنها را تأیید نمی‌کند اینها گناه نیست ولی باید مواظب بود و به آنها نباید توجه کرد ولی افکار گناه‌آلودی که در انسان وارد می‌شود و در فکر به مرحلۀ عمل زشت برسد مؤاخذه الهی را در پی خواهد داشت.

گاهی انجام گناهی به ذهن انسان خطور می‌کند و انسان مؤمن از بیادآوردن آن اندوهگین می‌شود و با آن مبارزه می‌کند این حالت نه تنها گناه نیست بلکه نشانۀ ایمان و خداترسی و سعادت است؛ به همین دلیل است که خداوند در آیه 284 سورۀ بقره می‌فرماید: هر آنچه در آسمان‌ها و زمین است مال خداست آنچه را در دل پنهان دارید و یا آشکار کنید خداوند از آن خبر دارد و بواسطۀ آن شما را محاسبه خواهد کرد و هر کسی را بخواهد می‌بخشد و هر که را بخواهد عذاب خواهد کرد.

علمای اخلاق برای نفس بشر سه مرحله قائلند که در قرآن مجید به آنها اشاره شده است. مرحلۀ اول نفس امّاره یا نفس سرکش است! که انسان را به سمت و سوی گناهان و زشتی‌ها و بدی‌ها و تمام آنچه که خداوند را غضبناک می‌کند می‌کشاند به همین دلیل به آن اَمّاره و سركش می‌گویند. در این مرحله از نفس، عقل و ایمان فرد در حدّ جوانه مانده و قدرت مقابله با نفس سرکش را ندارد. به قولی می‌توان گفت در ذات هر کسی ترازوی نفس وجود دارد بنحوی که در یک کفه عقل و ایمان و در کفۀ دیگر هوی و هوس قرار دارد حال بر اساس محیط رشدِ افراد، هر کدام از کفه‌ها که ثقیل‌تر باشد فکر، گفتار و عملِ انسان را به دنبال خود می‌کشاند؛ مثلاً در اتاق خلوت زلیخا هوی و هوس بسیار قوی و عقل و ایمان ضعیف عمل کرد و زلیخا آمادۀ گناه شد اما در نفس یوسف (ع) که کفۀ عقل و ایمان سنگین بود هوی و هوس نتوانست یوسف(ع) را آلوده کند و آن چیزی که باعث شد یوسف جوان زنا نکند عقل و ایمان او بود که او را حفظ کرد نه به چشم‌آمدن پدر و دیگر صحنه‌های منع‌کننده؛ قرآن هم در این زمینه می‌فرماید: اگر برهان پروردگار (دلایل عقلی مبنی بر وجود خدا و آگاهی خدا و زشتیِ خیانت به صاحب خانه و زشتیِ عمل زنا) نبود او هم بر این کار همت می‌کرد!

مرحله دوم نفس: نفس لوامه است که همان محکمۀ وجدان یا قیامت صغری و نفس ملامت‌گر است. این همان وجدان اخلاقی است که در بعضی از انسان‌ها قوی و بیدار است و در بعضی بسیار ضعیف و ناتوان؛ این نفس در هر انسانی وجود دارد مگر اینکه با کثرت گناه آن را از کار بیندازد. صاحبان این نفس با ارتکاب به زشتی و گناه پشیمان شده و خود را به محکمۀ وجدان تسلیم می‌کنند و نفس خود را محکوم و ملامت می‌کنند و سعی می‌کنند این عمل ناپسند را جبران کنند چرا که می‌دانند خداوند با نیکی‌ها زشتی‌ها را پاک می‌کند و با توبه، دل و جان و روح خود را پاک نگه می‌دارند. باید توجه داشت که برای رسیدن به چنین نفسی جهاد اکبر و خودسازی و تمرین کافی لازم است. ارزش و اُبهت این نفس به حدی است که خداوند در آیه 2 سورۀ قیامت به آن قسم یاد می‌کند و می‌فرماید: قسم به نفس ملامتگر و ...

آری! اگر مرتکب گناه و زشتی شدیم و خَم به ابرو نیاوردیم بدانیم که آخرتمان خراب است و جهنم به سرعت به ما نزدیک می‌شود ولی اگر با گناه و زشتی قلباً ناراحت شدیم و تلاش در جبران گناه کردیم بدانیم که صاحب نفس لوامه بوده و امید به رحمت خداوند بسیار است و بهشت از آنِ صاحب این نفس است!

مرحله سوم نفس: نفس مطمئنه است؛ خوشا به حال اندک افرادی که صاحب این نفس‌اند. در این مرحله از نفس در ترازوی نفس، عقل و ایمان بسیار قوی عمل می‌کند و هوی و هوس منکوب شده است. صاحب این نفس کسی است که در راه خدا تلاش کرده و خداوند نیز ضامن حفظ او شده است چرا که خداوند در آیه 69 سورۀ عنکبوت می‌فرماید: کسانی که در راه ما مجاهده کنند ما نیز راه خود را به آنها نشان می‌دهیم. صاحب این نفس کسی است که خداوند هرگز به او غضب نمی‌کند و با مردن، خوشی‌ها و رَوح و ریحان و باغهای پرنعمت بهشتی از آنِ اوست. این مرحله از نفس براحتی حاصل نمی‌شود بلکه تهذیب و خودسازی و تلاش مستمر در راه خدا لازم است. در این مرحله از نفس غرایز سرکش در برابر عقل و ایمان منکوب و رام شده و سپر انداخته‌اند. صاحبان این نفس چنانند که هیچ نمی‌بینند جز جلب رضای خدا به همین دلیل نظری بلند و قلب‌هایی رئوف دارند. در مقابل بدیِ دیگران خوبی می‌کنند انسان‌هایی صبوراند و علیرغم گناه نکردن شب‌زنده‌دار و نالان‌اند و خداخدا می‌کنند اینها کسانی هستند که دوستان خدایند و حضور حتی یک نفر از این انسان‌های مقرب در میان یک قوم و ملت برای رفع عذاب الهی کافی است! اینها کسانی‌اند که در لحظۀ مرگشان از جانب خداوند ندا می‌شوند که ای صاحب نفس مطمئنه بسوی خدایت که از تو راضی است و تو هم از او راضی بازگرد و در خیل بندگان خاص من و در بهشت پرنعمت من قدم بگذار (آیات 27 تا 30 سورۀ فجر).

بارپروردگارا سیاست واقعی را که همان جلب رضای توست به ما عطا فرما (آمین).

 


پیام شماره ۹۹

عاقبت بنی اسرائیل و عبرتی برای همه

برادران، خواهران و مؤمنان، سلام علیکم:

در قرآن کریم در مورد قوم یهود و بنی‌اسرائیل بحث بسیار شده است اما آیاتی در مورد عاقبت و رفتار این قوم وجود دارد که چون مایه عبرت برای همه است و با توجه به شرایط فعلی جامعۀ بشری بر خود لازم دانستیم آن را باز نماییم.

در آیات سوم به بعد از سورۀ اسراء خداوند می‌فرماید: ای فرزندان کسانی که ما آنها را با نوح در کشتی سوار کردیم نوح بنده‌ای شکرگزار بود (پس شما هم مانند او باشید تا نجات یابید) ما به بنی اسرائیل در کتاب تورات اعلام کردیم که شما در زمین دو بار فساد و برتری‌جوئی بزرگی خواهید کرد. هنگامی که وعدۀ اول فساد شما فرا برسد ما گروهی از بندگان جنگجوی خود را بر علیه شما برمی‌انگیزیم تا شما را سخت درهم کوبند؛ و حتی برای یافتن شما خانه‌هایتان را جستجو خواهند کرد بدانید که این وعده قطعی است؛ سپس شما را بر آنها پیروز می‌کنیم و شما را با مال و فرزند و نیروی انسانی برتری می‌دهیم. حال اگر نیکی کنید به خود کرده‌اید و اگر بدی کنید باز هم به خود بدی کرده‌اید مادامی که وعدۀ دوم فسادکردن شما فرا رسد این بار دشمن چنان بر شما سخت بگیرد که آثار غم و غصه در صورت‌هایتان نمایان شود بنحوی که آنها وارد مسجدالاقصی می‌شوند همانگونه که بار اول وارد شدند و آنها به هر چه برسند درهم خواهند کوبید پس امیدوار باشید که پروردگارتان به شما رحم کند پس اگر به سوی ما بازگردید ما هم توبۀ شما را می‌پذیریم و جهنم را زندانی برای کافران قرار داده‌ایم.

آری! آیات فوق دلالت بر دو شکست جدّی قوم یهود به دنبال دو بار فساد در زمین دارد؛ اینکه این دو فساد و شکست قبلاً اتفاق افتاده یا نه بین مفسران بحث و گفتگو وجود دارد. وقتی تاریخ پر ماجرای بنی‌اسرائیل را مطالعه می‌نماییم می‌بینیم که بعد از وفات حضرت موسی (ع) قوم بنی‌اسرائیل بواسطۀ لطف خدا قدرت و اقتدار زیادی داشت بنحوی که در هر جنگی پیروز میدان می‌شدند ولی همین پیروزی‌های پی در پی و نعمات فراوان، کم کم باعث شد که دچار  غرور و تکبر و قانون‌شکنی و فساد در زمین شوند. طبق آیات فوق وقتی برای بار اول فساد آنها در زمین زیاد شد و حدود الهی مورد بی‌توجهی قرار گرفت خداوند فردی را بنام بُختُ ‌النصر که پادشاه بابل بود با لشگری عظیم به جنگ با آنها فرستاد بنحوی که وارد بیت‌المقدس شدند و بنی‌اسرائیل را در هم کوبیدند و شوکت و عظمت و  قدرت آنها فروریخت و حتی در خانه‌های مردم به جستجو پرداختند؛ این شکست و ذلّت، هفتاد سال طول کشید تا اینکه جوانمردی ایرانی بنام کوروش کبیر شخصیتی تاریخی که درتفسیرآیه 83 سورۀ کهف از او به عنوان ذوالقرنین یاد شده است یهود را از ذلت و خواری نجات داد  و بیت‌المقدس را مجدداً به یهود بازگردانید به همین دلیل عزت و احترام او در نزد یهود بسیار زیاد است!  بعد از آزاد شدن و استقلال مجدد، باز بنی‌اسرائیل به قدرت رسیدند و مجدداً بنای فساد و خونریزی و بیدادگری را از سر گرفتند؛ براستی چرا ما انسان‌ها وقتی به ناز و نعمت و آزادی و قدرت و  لطف خداوند می‌رسیم پا از گلیم خود دراز می‌کنیم و با دست خود، خود را هلاک می‌کنیم. براستی اگر انسان همیشه خود را محتاج پروردگار بداند و همیشه او را حاضر و ناظر بر خود ببیند آیا باز هم طغیان خواهد کرد؟ خداوند در آیات 6 و 7 سورۀ علق می‌فرماید: چون انسان حق‌شناس نیست وقتی خود را بی نیاز دید طغیان می‌‌کند!).

فساد و طغیان دوم بنی‌اسرائیل باعث شد که باز به ارادۀ خداوند، قیصر روم بر آنها هجوم بَرَد و حکومتشان را درهم کوبد و این دربه‌دری همچنان ادامه یافت تا بار دیگر به کمک قدرت‌های جهانخوار و استعمارگر حکومتی صهیونیستی برای خود دست‌ و پا کردند و الآن برای بار سوم بدترین و فجیع‌ترین فسادها را تحت حمایت شیطان بزرگ آمریکا مرتکب می‌شوند.

برادران و خواهران! خداوند به هیچ ملت و دولتی باج نمی‌دهد؛ آیاتی که خداوند در این قرآن عظیم‌الشأن آورده به ما می‌فرمایدکه ظلم و فساد و بیداد گری در پیشگاه خداوند بدون مجازات نمی‌ماند پس اگر نیکی کنید به خود کرده‌اید و اگر بدی هم کنید به خود کرده‌اید (آیه 7 اسراء). این قانون خداست که نیکی‌ها و بدی‌ها سرانجام به خود انسان باز می‌گردد. هر ضربه‌ای که انسان می‌زند بر پیکر خود می‌زند و هر خدمتی به دیگری می‌کند در حقیقت به خود کرده است.

همین الآن گروهی از قوم یهود تحت نام صهیونیست‌ها سرزمین دیگران را غَصب کرده‌اند و مردم را از خانه و کاشانۀ خود آواره کرده‌اند و مردم و فرزندانشان را نابود می‌کنند و حتی احترام خانۀ خدا بیت‌المقدس را نیز مراعات نمی‌کنند آنها در برخورد با مسائل جهانی تابع هیچ قانون و معیاری نبوده فرضاً اگر یک مُدافع فلسطینی یک نفر از آنها را بکشد آنها مدرسه‌ها و بیمارستان‌ها و مهد کودک ها را روی سر صدها نفر ویران می‌کنند مگر خداوند نفرموده است که در قصاص اسراف نکنید (آیه 33 اسراء). صهیونیست‌ها مصوبات مجامع بین‌المللی را که خود امضا کرده‌اند زیر پا می‌گذارند. بدون شک این همه قانون‌شکنی و بیدادگری و اعمال ضدانسانی مصداق بارز فساد در زمین و برتری‌جوئی و استکبار بوده پس باید در انتظار جنگجویانی بود تا به ارادۀ خداوند قانون الهی را مجدداً عملی کنند و بر آنها چیره شوند که وعدۀ الهی قطعی و حتمی است.

***************************************

لحظه‌ای با امام زمان (عج):

به هنگام حكومتِ مهدی (عج) حكومت جبّاران و مستکبران و نفوذ سیاسی منافقان و خائنان نابود می گردد. شهر مكه، قبلۀ مسلمین، مركز حركت انقلابی مهدی می شود. نخستین افراد یاران او در آن شهر، گرد آیند و در آنجا به او بپیوندند. مهدی (عج) به نفوذ یهود و مسیحیت در جهان خاتمه دهد. از غار اَنطاكیِّه، تابوت سكینه را بیرون آورد، نسخۀ اصلی تورات و انجیل در آن است و بدین گونه در میان یهود با تورات و در میان مسیحیان با انجیل حكم كند و آنان را به متابعتِ خویش فرا خواند برخی به او بگروند. (المهدی الموعود، ج1، ص252)

 


پیام شماره ۱۰۰

 ایمان و عمل صالح

برادران، خواهران و همشهریان، سلام علیکم:

قرآن کریم برای نیکوکاری و عمل صالح ارزش زیادی قائل است و راه نجات انسان و بهشت رفتن را در عمل صالح می‌داند ولی برای اینکه انسان صالح و نیکوکار وارد بهشت شود شرطی مهمتر از عمل صالح را از انسان می‌خواهد و آن ایمان است و ایمان همان اعتقاد به خدای اَحَد و واحد و مبدأ و معاد و فرشتگان و پیامبران و امامان می‌باشد. بنابراین اگر کسی تمام کردار و رفتارش نیک و صالح باشد اما شرط ایمان در او نباشد وارد بهشت نخواهد شد چرا که چنین شخصی چون به خدا و آخرت ایمان ندارد از رحمت الهی ناامید است و عاقبت خوبی نخواهد داشت. وقتی پیامبر بزرگوار اسلام (ص) فرمود: هیچکس با عمل و کردارش وارد بهشت نمی‌شود جمعی پرسیدند آیا شما هم؟ فرمود: بلی من هم همینطور (بحار ج64 ص394). این حدیثِ تکان‌دهنده می‌رساند که با توجه به نعمت‌هایی که خداوند در اختیار بشر قرار داده است اگر به روش دو دو تا چهار تا به حساب خلایق برسد حتی پیامبران عظیم‌الشأن هم بدهکارند ولی وقتی رحمت الهی و غفران و لطف خداوند بر قهر الهی پیشی می‌گیرد آن وقت است که مؤمنان فوج فوج و گروه گروه وارد بهشت می‌شوند و مُعاندان و دشمنان لجوج که بندگان خدا را گمراه می‌کردند مستحق لطف و توجه خدا نبوده و خداوند به نظر لطف به آنها نگاه نمی‌کند به همین دلیل باید به جهنم درافتند.

 خداوند در سورۀ عصر قسم یاد می‌کند که انسان در خُسران و زیان است.براستی که انسان همچون یخ آب می‌شود و سرمایۀ وجودی از دستش می‌رود اگر میلیاردر بوده باید بگذارد و برود، اگر سالم و جوان و پُر قدرت بوده پیر و خانه‌نشین و ناتوان می‌شود اگر دانشمند و نظریه‌پرداز و صاحب فکر بوده کارش به جایی می‌رسد که در دوران پیری کوچه و خانۀ خود را نمی‌یابد و اشتباه می‌رود و هزاران نعمت دیگر که از دست می‌رود این همان خسران است. خداوند در آیۀ 15 سورۀ زمر می‌فرماید: زیانکاران واقعی کسانی هستند که سرمایه وجودی خود و بستگانشان را در روز قیامت از دست بدهند! خداوند در آیه 3 سورۀ عصر درمقابل خسران عمومی بشر یک استثناء مهم قائل شده و می‌فرماید: مگر کسانی که ایمان داشته باشند و عمل صالح انجام دهند و دیگران را توصیه به حق و صبر کنند! پس چیزی که خُسران انسان را به منفعت و سودی عظیم مبدل می‌کند آنست که در مقابل از دست دادن نعمات در دنیا صاحب سرمایه‌ای ارزشمندتر در آخرت شود. مولا علی (ع) می‌فرماید: هر نَفَسی که کشیده می شود انسان را یک قدم به مرگ نزدیک‌تر می‌کند پس باید کاری کرد که جای این ضرر و خسران پر شود. گروهی سرمایۀ جوانی و عمر را از دست می‌دهند و در برابر آن مالی کم یا زیاد و خانه‌ای کوچک یا کاخ ‌مانند فراهم می‌کنند. گروهی تمام این سرمایه را برای بدست‌آوردن ریاست چند روزۀ دنیا از دست می‌دهند و گروهی این سرمایه را خرج عیش و نوش و شهوترانی می‌کنند. وقتی مولا علی (ع) می‌فرماید: برای وجود شما بها و قیمتی جز بهشت نیست مبادا آن را به کمتر از بهشت بفروشید؛ نشان می‌دهد که انسان عاقل و سیاستمدار واقعی کسی است که در این معاملات الهی آخرت خود را آباد کند هر چند دنیا و سرمایۀ وجودی خود را از دست بدهد!

جالب اینجاست که خداوند سرمایه‌های ناچیز و کم‌ارزش انسانها را می‌خرد و بجای آن سرمایه‌ های عظیم و بی‌نهایت و تمام‌نشدنی اخروی که همان رضایت الهی و بهشت پر نعمت است  به بندگانش عطا می‌کند (به آیات 111 توبه و 7 زلزال و 261 بقره توجه فرمایید). به همین دلیل یکی از نام‌های روز قیامت، روز غَبن و پشیمانی است (آیه 9 تغابن) باید دانست که این خرید و فروش عجیب و غریب که بین انسانها و خداوند رَدُّ و بَدَل می‌شود در سایۀ ایمان به خدا  به صورت عمل صالح  هر چند کم و کوچک اتفاق می‌افتد! در آیۀ 97 سورۀ نحل خداوند می‌فرماید: هر مرد و یا زنی که عمل صالح انجام دهد در حالی که ایمان داشته باشد ما او را با زندگی پاکیزه‌ای زنده می‌کنیم و یا در آیۀ 100 سورۀ مؤمنون اشاره فرموده که: تأسف بدکاران بعد از مُردن اینست که چرا عمل صالح انجام ندادم فلذا با اصرار زیاد تقاضای بازگشت به دنیا می‌کند تا عمل صالحی انجام دهد ولی به او جواب داده می‌شود هرگز و ابداً باز نمی‌گردی و این کلمۀ مرا بازگردانید را بسیار با حسرت تکرار می‌کند ولی فایده‌ای نداردو او در عالم برزخ قرار می‌گیرد تا قیامت برپا شود! آری یکی از عذاب‌های الهی در عالم برزخ همین واحسرتا و پشیمانی برای کافران است که خود دردآور و ناگوار است! خداوند در آیۀ 7 سورۀ عنکبوت ایمان و عمل صالح را مایۀ شستشوی زشتی‌ها و گناهان و پاک‌شدن از زشتی‌ها می‌داند و در آیۀ 7 سورۀ بیّنه کسانی که ایمان دارند و عمل صالح انجام می‌دهند را بهترین و دوست‌داشتنی‌ترین بندگان دانسته و آیات زیادی که تأثیر ایمان و عمل صالح را بیان می‌فرماید مثلاً در دل مردم جای‌گرفتن و در جامعه عزیزشدن (مریم 96) و وارث زمین شدن (نور 55) از ظلمات خارج و به نور رسیدن (طلاق 11) و مورد هدایت الهی قرار گرفتن (یونس 9)  و رسیدن به درجات عالی بهشت (محمد 12).

بارپروردگارا به ما توفیق عبودیت و بندگی خالصانه،و ایمان توأم با عمل صالح که مایۀ رضا و خشنودی توست عطا فرما (آمین).

***************************************

لحظه‌ای با امام زمان (عج): یکی از علائم آخرالزمان اینست که زنان بر مردان غالب شده و بر خلاف رضای شوهر عمل می‌کنند و بجای مردان نان آور خانه می‌شوند. (بحار ج52ص257باب 25)